تاریخچه سنگ درمانی :
سنگ
درمانی که از دیرباز در زمره درمانهای طبیعی بوده ، امروزه تحت نام (Gem
Therapy)به عنوان یکی از رشته های طب مکمل معرفی و طبقه بنده می شود .
استفاده
از خواص درمانی سنگ های نیمه قیمتی و گوهرها برخلاف استقبال گسترده مردم
جهان طی سالهای اخیر، موضوع جدیدی نیست بلکه هزاران سال قدمت دارد. شواهد
کار برد سنگهای طبیعی برای درمان بیماریهای مختلف در قدیمی ترین تمدنهای
بشری به چشم می خورد .
برا ساس این شواهد ، در طول تاریخ از سنگهای قیمتی و نیمه قیمتی برای:
1- مقاصد درمانی
2- محافظت افراد در برابر بلایای طبیعی و تاثیرات نامطلوب محیطی
استفاده می شده است.
قدیمی
ترین گزارشها در مورد خواص درمانی گوهرها به هزاره 4 پیش از میلاد باز می
گردد . چنین به نظر می رسد که کتیبه های سومری و متون علوم ودایی مربوط به
هند باستان ، کهن ترین آثار بر جای مانده از این دانش قدیمی می باشند . در
طب سنتی هند (آیورودا)،دستورات دقیقی درمورد تهیه پودر ، خـــمیر و الگزیر (
مخلوط حاوی الکل )با سنگهای شفا بخش وجود دارد . متون و دستورات این طب تا
به امروز حفظ شده و توسط پزشکان آن در سراسر دنیا و بخصوص درآمریکا ،
اروپا و هند بکار گرفته می شود.
ازجمله آثار قدیمی ودایی که درآنها از کاربرد سنگها برای مقاصد درمانی صحبت به میان آمده ، می توان به این موارد اشاره داشت :
Ratnapariksha
Mani-Mala
Graha-gocara Jyotisha
Garuda Purana
Brhat Samhita
Agni Purana
در
چین باستان نیز درمانگران از خواص ارتعاشی سنگها آگاه بوده اند . ”کتاب
امپراطور زرد“(حدود 5000سال قبل) که توسط "چی یو" نگاشته و گرد آوری شده
دارای توضیحات فراوانی در مورد گوهرها و تاثیر آنها بر بدن انسان است .
امروزه نیز کشور چین یکی ازبزرگترین عرضه کنندگان گوهرها و سنگهای شفابخش
در سراسر دنیا است .
در یونان باستان، به مردم توصیه می شده است
سنگها را در کیسه های چرمی کوچک با خود حمل کنند، بصورت گردنبند به گردن
خود بیاویزند یا بصورت الگزیر ، پودر یا معجون از راه خوراکی استفاده
نمایند تا به این وسیله از ارواح پلید ( که به اعتقاد آنان علت بروز بیماری
بودند ) ،از انواع بیماریها ، چشم زخمها و بلایا و فجایع در امان بمانند.
ارسطو فیلسوف مشهور یونانی نیز از قدرت ویژه و منحصر به فرد سنگهای شفابخش صحبت کرده است.
رومیان
نیز تحت تاثیر آموزه های یونان و سایر تمدنهای باستانی ، همواره سنگهای
صِیقل داده شده را برای رفع بیماری و بد شانسی با خود حمل کرده و در جنگ ها
در زره و سپر و شمشیر خود از آنها استفاده می کردند.
در دین مبارک اسلام نیز استفاده از انگشتر با نگین :
- عقیق
- فیروزه
- حجر الشمس
به مومنین توصیه شده و با استناد به کتب دینی ، ائمه اطهار غالبا" نگین انگشتری بر دست داشته اند.
دانشمندان
ایرانی در دوره پس از اسلام نیز توجه و عنایت ویزه ای به گوهر ها و سنگهای
شفا بخش داشته اند که از این میان می توان به ”صباح بن عمران“ از جواهر
شناسان عهد هارون الرشِید خلیفه عباسی و”عطاربن محمد“ منجم و مولف کتاب
”منافع الاحجار“ اشاره نمود.ابن سینا ، حکیم عالیقدر پارسی نیز ، در درمان
تمایل به خودکشى از «سیترین» استفاده می کرده است .
شاید به جرات
بتوان گفت پر ارزشترین و مهمترین کتب گوهر شناسی ایران ، کتاب "الجماهر فی
الجواهر“ تالیف ابوریحان بیرونی به زبان عربی و رساله ” تنسوخنامه
ایلخانی“(معروف به رساله جوهریه)تالیف خواجه نصیرالدین طوسی به زبان فارسی
است . تنسوخنامه ایلخانی که در عهد پادشاهی هلاکوخان(653-663 ه ق) و به امر
او توسط خواجه نصیر الدین طوسی به رشته تحریر درآمده ، شامل منافع و خواص و
صفات گوهرها و سنگهای بیش بها است .
یک درمانگر زن صاحب نام -
هیلد گارد " -درقرن دوازدهم میلادی( اروپای قرون وسطی) در کتاب معروف خود
به نام "فیزیکا" به طور مفصل به توضیح خواص درمانی سنگهای نیمه قیمتی
پرداخته است.از فراز های این کتاب مناسب است به این مفهوم اشاره شود: ”
پزشکان برای درمان بیماریها باید دیدی کل نگر نسبت به وجود انسان داشته
باشند و تاثیر عوامل محیطی نظیر ارتعاشات در یافتی از سنگهای شفابخش را نیز
در درمان بیماری ها لحاظ کنند .“
هیلدگارد ضمن اصلاح عادتهای زندگی
(عادات غذایی،خواب واستراحت کافی) بیماران خود ، با توجه به طالع نجومی و
طبایع افراد مختلف ، به درمان های طبیعی می پرداخت. یکی از این درمانهای
طبیعی شامل قراردادن سنگهای خاص برروی نقاطی از بدن و نوشیدن آب از ظرفی
بود که سنگهای شفابخش به مدت یک شبانه روز در آن قرارداده شده .
پاراسلسوس
- پرآوازه ترین پزشک اروپا در دوران رنسانس - در مورد ویژگیهای شفابخش
سنگها و مواد معدنی و ارتباط این خواص با ساختمان فیزیکی و فرمول شیمیایی
آنها به بررسی و مطالعه پرداخته است .او پس از سالها مطالعه و بدنبال کسب
تجربیات متعدد، به این نتیجه رسید که از سنگهای ساییده شده و یا خـــــرد
شـــده می توان نه تنها برای درمان علایم بیماریها، بلکه برای علاج دلایل
عمیق بیماری هم استفاده کرد.
رویکرد پاراسلسوس به سلامت و درمان بیماریها هنوز هم علیرغم گذشت چندین قرن، سرلوحه کار پزشکان کل نگر امروز است . او معتقد بود:
"
تنها یک منشا برای سلامتی وجود داردکه آن هم نیروی نامحدود ، پرقدرت و
آگاه درون ما انسانها است و شفاگر درون ، می تواند همه بیماریها را درمان
کند .تنها دلیل بروز بیماری این است که شفاگر درون بخاطر عادتهای ناسالم
زندگی و بی توجهی ما ، دچار ضعف و ناتوانی شده. من درهنگام درمان بیمارانم
صرفا" تلاش می کنم تا نیروی شفابخش درونی آنان را دوباره زنده کنم."
تالیف : دکتر کیارش ساعتچی
منظور از علم حرکات کاربردی (Applied Kinesiology)چیست ؟

علم حرکات کاربردی عبارتاست از :
1- تلفیق انرژی و درمان بر مبنای مریدینها ی طب سوزنی .
2- مشاهده ارتباط بین عکس العمل عضله و بیماری در بدن .
3- سنجش عضلات ، جهت بالانس مکانیکی در مواجهه با نیروی عضلانی .
4- اعتقاد به نشانگان(سندروم) سه گانة تغذیه ای ، ساختاری و روانشناختی .
- تغذیه ای : چگونه غذا باعث پرورش بدن می شود و چه غذاها و داروهایی ( چه داروی تجویزشده و چه داروی بدون نسخة پزشک ) در شرایط خاص مضر هستند و اثرات آنها بر روی بدن انسان .
- ساختار ی : به استخوانها ، عضلات و ارگانهای بدن و همچنین به چگونگی عملکرد آنها با یکدیگرارتباط دارد .
- روانشناختی : مانند احساسات و نگرشهای ذهنی
5- ادعای تعیین عدم تعادل در اعضای بدن و غدد ، با تشخیص ضعفها و ناتوانیها در عضلات خاص . به وسیلة تحریک یا آرام کردن این عضلات کلیدی ، شفاگر می تواند مشکلات سلامتی گوناگون را تشخیص دهد و آنها را برطرف نماید .
تاریخچة علم حرکات کاربردی چیست ؟
روش علم حرکات در سال 1964 توسط دکتر گودهارت (Dr. G. J. Goodhart, Jr) ابداع شد . دکتر گودهارت ادعا کرد که توانسته است بیماری استخوان کتف بالدار مزمن (Chronic winged scapula) را با فشار روی غده های کوچک پیدا شده نزدیک مبدا و پیوستگاه عضله سر اتوس(serratus) قدامی درمان نماید . وی سپس تحت تاثیر نوشته های دکتر مان ( F. Mann, MD)، درمان با مریدینهای طب سوزنیرا به علم حرکات عضلانی بدن اضافه نمود . همچنین بعدها ، روش چالش مهره ای (Vertebral challenge method) و تکنیک درمان موضعی (Localization therapy thechnique) ، توسط دکتر تراسکات (Dr. L. Truscott, DC.) به این علم اضافه گردید .
چه تحقیقات و بررسیها یی در مورد علم حرکات موجود است؟
موافق :
لاوسون (Lawson) و کا لدرون (Calderone)در سال 1997 برای تایید علم حرکات ، آزمایشاتی را بر روی عضلات اندام فوقانی انجام دادند . پزشکان بالینی با 10 سال سابقه یا تجربة بیشتر ، در مورد عضلات هرمی (piriformis) و سینه ای(pectoralis) - ولی نه در مورد زردپی پشت زانو و فاسیای lata (نوارپیوندی ماهیچة ای پشت ران ) - به توافق رسیدند.
مخالف :
کلینکاسکی (Klinkoski) و لبواف ( Leboeuf)در سال 1990 کلیه مقالات تحقیقی در ارتباط با علم حرکات کاربردی، که از سال 1981 تا 1987 منتشر شده بود را بازنگری نمودند . مقالاتی که شامل همة شیوه های درمانی سنتی باشد وجود نداشت ، بنابراین ، نتیجه گیری معتبری دربارة موثر نبودن علم حرکات کاربردی، به دست نیامد .
افرادی که علم حرکات کاربردی را تمرین و توصیه می کنند ، می گویند این رشته:
- عملکرد کلیه اعضای بدن را بهبود می بخشد .
- خصوصاً برای معضل تشخیص بیماریهای استخوانی، مفاصل و ماهیچه ها ، مفید می باشد.
- هم درد حاد و هم درد مزمن را کنترل می کند .
- به کاهش سردردهای میگرنی کمک می کند .
- می تواند آلرژی به غذاها ، ویتامین ها و سایر مواد را شناسایی کند .
در این نوع معالجه ، احتمال خطر وجود ندارد . اگرعلایم بیماری ادامه یابد ، باید باپزشک طب رایج مشورت شود . باید به خاطر داشت که این نوع درمان ، تنها راه معالجه نمی باشد .
درمانگر علم حرکات کاربردی ، یک کایروپراکتور (Chiropractor) ،استئوپات (Osteopath) یا ارائه دهنده خدمات بهداشتی است که از طریق "کالج بین المللی علم حرکات کاربردی" آموزش دیده و موفق به دریافت مدرک( پروانه تخصصی) شده است.
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران

این روش درمانی توسط دکتر لینوس پاولینگ (برنده جایزه نوبل ) در سال 1968 ابداع شد . بر طبق این روش،بیماریها با تجویز موادی که به طور طبیعی در بدن یافت می شوند قابل درمان هستند . گرچه ارزش مواد مغذی در پیشگیری از کمبودهای شدید تائید شده است ، اما علم ارتومولکولی اظهار می دارد که تجویز مقادیر معمول مواد مغذی نمی تواند فرد را به سلامت ایده آل برساند . اصول درمانی ارتومولکولی در سال 1987 توسط دکتر کانین (kunin) مطرح شد که بدین شرح می باشد :
- هرگاه تعادل تغذیه ای برقرار گردد ، اختلالات وابسته به مواد غذایی نیز درمان می گردند .
- فردیت بیمار در پزشکی حائز اهمیت است . بنابراین مقادیر مجاز روزانه((Recommended daily allowance =RDA راهنمای قابل اطمینانی نمی باشد زیرا بسیاری از افراد نیازمند به مقادیر بیشتر مواد مغذی نسبت به آنچه که RDA تعیین کرده می باشند و این بدلیل خصوصیات ژنتیکی یا محیط زندگی آنهاست .
- درمان دارویی باید تنها در موارد خاص بکار رود و عاقلانه است که خطرات احتمالی و عوارض جانبی مصرف آنها در نظر گرفته شود .
- آلودگی محیط زیست و غذاهای مضر و تقلبی از واقعیتهای موجود زندگی مدرن هستند که باید اهمیت بسیاری برای رفع آنها قائل شد.
- انجام آزمایش خون نمی تواند میزان مواد مغذی موجود در بافتها را نشان دهد .
- امیدواری جزء جدایی ناپذیر پزشکی و حق مسلم بیمار است . اساساَ در درمان ارتومولکولی کوشش می شود با خوردن مواد مغذی و غذاهای کامل (مثل سبوس و ...) که دارای فیبر بیشتر و چربی کمترند همراه با حذف تنقلات ، شکرهای تصفیه شده و افزودنیها ، رژیم غذایی سالمتری ارائه شود . بعلاوه ویتامینها و مواد معدنی روزانه یک تا چند بار به رژیم غذایی افزوده می شوند . این درمان بعنوان مگادوز تراپی (Megadose therapy) نیز شناخته می شود زیرا مقادیر ویتامینها و مواد معدنی بسیار بالاتر از مقادیر RDA می باشد .
یکی از انتقادهای مهم نسبت به درمان ارتومولکولی این است که درمان با دوزهای بالای مواد مغذی می تواند ایجاد مسمومیت کند. اما از طرفی ، پزشکان این رشته به طور دائم وضعیت بیمار را با آزمایش های خون و ادرار و بررسی سطح مواد مغذی ارزیابی می کنند بنابراین مسمومیت رخ نمی دهد . اما افرادی که بدون مراقبت پز شک تحت درمان مگادوز درمانی قرار می گیرند ، ممکن است دچار عوارض شوند . برای مثال مصرف روزانه ویتامین C به میزان 500 الی 1000 میلیگرم افزایش می یابد تا این که که اسهال ایجاد شود ، سپس میزان آن را کاهش می دهند . از آن پس این مقدار برای رسیدن فرد به سلامت مطلوب ایده آل می باشد .
تاریخچه درمان ارتومولکولی چیست؟
اساس این روش درمانی به سال 1920 برمی گردد ، زمانی که ویتامینها و مواد معدنی برای درمان بیماریهای غیرمرتبط به تغذیه بکار می رفتند . در این زمان مفاهیم متعددی کشف شد .برای مثال اینکه :
- ویتامین A می تواند از مرگ کودکان بر اثر بیماریهای عفونی پیشگیری کند .
- منیزیم می تواند از بی نظمی ضربان قلب پیشگیری کند .
در سال 1950 یافته های دیگری نیز اضافه شد :
- ویتامین B3 همراه با داروهای روان درمانی رایج باعث افزایش بهبودی در اسکیزوفرنی می شود .
- تغذیه بد و نامناسب فرد را در معرض امراض جسمی و اختلالات روانی قرار می دهد .
- سلامتی فرد در نتیجه مصرف غذاهای تصفیه شده فاقد کالری (مانند نان سفید ، شیرینی و شکر ) آسیب می بیند .
- بیماریهای روانی ممکن است با کاهش فیبرها ، مواد معدنی و کربوهیدراتهای پیچیده ارتباط داشته باشند .
چه تحقیقات و نظراتی در مورد درمان ارتومولکولی موجود است؟
نظرات موافق :
تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از مشکلات با تجویز مقادیر بالای ویتامینها و مواد معدنی بهبود یافته. برای مثال ، مگادوز تراپی با ویتامین B3 بصورت یک درمان قابل قبول در کاهش کلسترول شناخته شده است . تجویز ویتامین E تا 2000 واحد بین المللی روزانه موجب کنترل گر گرفتگی های ناشی از یائسگی ، کاهش احتمال وقوع انفارکتوس میوکارد ثانویه و نیز افزایش حافظه و کاهش شدت بیماری در مبتلایان به آلزایمر (Alzheimer) می شود . در سال 1980 تزریق منیزیم داخل وریدی به شکل یک درمان قابل قبول برای آریتمی پس از انفارکتوس میوکارد شناخته شد . همچنین منیزیم برای جلوگیری و کنترل علائم ناشی از فشار خون حاملگی مورد استفاده قرار گرفته است .
تحقیقات در مورد طب ارتومولکولی برای نیل به سلامت فرد و پیشگیری از بیماریهای مزمن نیاز به مطالعات بیشتری در آینده دارد .
نظرات مخالف :
در تحقیقات منتشر شده ، نظرات مخالف یافت نشده است .
از درمان ارتومولکولی برای کدام گروه از بیماریهااستفاده می شود ؟
در این زمینه تحقیقات در دست انجام است . بعضی شرایط و بیماریها قابل پیشگیری و نیز قابل درمان بوسیله مگادوز تراپی است . مانند مصرف امگا 3 برای پیشگیری از بیماریهای قلبی و پسوریاسیس ، امگا6 برای روماتیسم مفصلی و نیاسین برای پیشگیری و درمان هایپرکلسترولمی(بالا بودن میزان کلسترول خون).
روند درمان با روش ارتومولکولی چگونه است؟
پزشکان در این رشته ابتدا یک تاریخچه پزشکی از بیمار تهیه کرده ، سپس آزمایشات مناسب را انجام می دهند ، آنگاه اقدام به طرح یک برنامه درمانی با مکمل مناسب برای هر فرد (با توجه به اصل فردیت ) می نمایند . پیشرفت بیمار دائماَ بررسی و ثبت شده و در صورت لزوم تغییرات مناسب داده می شود .
آیا خطری در درمان با روش ارتومولکولی وجود دارد ؟
وقتی بیمار تحت نظر پزشک بوده و ارزیابی دائمی توسط پزشک صورت گیرد خطری وجود ندارد اما زمانی که خود فرد (بدون مراقبت پزشک ) این روش را دنبال کند ، خطر مسمومیت عضوی وجود دارد .
درمانگر با روش ارتومولکولی از چه دانشی باید برخوردار باشد ؟
پزشکان این رشته به طور معمول دوره پزشکی عمومی را سپری کرده ، سپس در رشته تغذیه تعلیمات لازم را می بینند .
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران
طبیعی درمانی(Naturopathy) چیست؟
طبیعیدرمانی
یک سیستم درمانی متمایز از طب رایج است و بر مبنای اعتقاد به قدرت شفابخشی
درونی بخصوص توانایی ذاتی بدن برای مبارزه با بیماریها، و شفای خود
میباشد. پزشکان طبیعیدرمانی ( که معمولاً طبیعیدرمانگر یا N.D.s نامیده
میشوند)، برای برانگیختن قدرت شفای درونی بدن، دامنه وسیعی از روشهای
درمان طبیعی را به جای استفاده از داروهای شیمیایی و جراحی، با هم ترکیب
میکنند. از جمله درمانهایی که بسیاری از طبیعیدرمانگرها دائم توصیه
میکنند، اصلاح شیوه زندگی و رژیم غذایی، مکملهای غذایی گیاهی (nutritional
supplements)، هومیوپاتی، طب سوزنی، آبدرمانی، دفع سموم بدن
((detoxification ، دستکاری ستون فقراتspinal) (manipulation میباشد.
اگرچه
واژه "طبیعیدرمانی" تا اواخر قرن 19 ابداع نشدهبود، اما این روش یکی از
قدیمیترین روشهای درمانی است که ریشه آن به درمانهای سنتی چین، هند، یونان
باستان و بومیان آمریکا بازمیگردد.
هنگامی که یک مهاجر آلمانی به نام
Benedict Lust (1872 – 1945) که خود یک طبیعیدرمانگر، استئوپات،
کایروپرکتور و M.D. بود ، اولین آموزشگاه طبیعیدرمانی را در سال 1902 در
نیویورک تاسیس نمود، این رشته به رسمیت شناختهشد. در این آموزشگاه توجه
اصلی روی آبدرمانی بود زیرا Lust قبل از مهاجرت به آمریکا از طرفداران پدر
روحانی Sebastian Kneipp ، آبدرمانگر مشهور اهل باواریا بود . دانشجویان
این آموزشگاه همچنین، طب گیاهی ((herbal medicine،
تغذیه، فیزیوتراپی، هومیوپاتی و تکنیکهای بسیار دیگری را به غیر از آنچه
که در قالب "داروهای شیمیایی و جراحی " قرار میگیرد، فرامیگرفتند.
طبیعیدرمانی
در اوایل قرن 20، با وجود 22 دانشگاه فعال در این رشته در آمریکا، گسترش
پیدا کرد. اما در اواسط قرن بیستم با معرفی " داروهای معجزهگر " مانند
آنتیبیوتیکها و مخالفت جامعه پزشکی آمریکا برای بیاعتبارکردن درمانهای
جایگزین، علاقه به این روش کاهش یافت و اکثر آموزشگاههای طبیعی درمانی
تعطیل شد .اما از اوایل سال 1970 همزمان با موج عدم موفقیت طب رایج در
پیشگیری ، کنترل و درمان بیماریهای مزمن ، دوباره گرایش به این روش شفابخشی
به سرعت افزایش پیدا کرد.
درمانگران طبیعیدرمانی در آمریکا دو گروه
هستند.گروه نخست پزشکانی که در رشته طبیعیدرمانی تحصیل میکنند و به عنوان
"biomedical health care providers" مجاز به فعالیت میباشند، و
"طبیعیدرمانگران سنتی"، که به عنوان مشاوران آموزشدیده در مواردی مانند
شیوه صحیح زندگی، گیاهان و مکملهای غذایی بیماران را راهنمایی مینمایند.
این روش چگونه عمل میکند؟
طبیعیدرمانگران
در مقایسه با پزشکان طب رایج نگاه متفاوتی به نشانههای بیماری دارند. به
نظر آنها علائم بیماری در حقیقت نشانه توانایی بدن برای شفای خود میباشد و
نباید آن را با داروهای شیمیایی متوقف نمود. برای مثال، تب، عکسالعمل یک
بدن سالم در برابر ویروس یا باکتری است. برای درمان تب ، یک پزشک
طبیعیدرمانی معتقد به حمایت از سیستم درگیر در فرآیند شفا- دراین مورد
سیستم ایمنی - میباشد.
دلیل اینکه چرا یک نشانه بیماری به شفا منتهی
نمیشود، باید توسط یک طبیعیدرمانگر بررسی گردد. برای مثال، یک سردرد
نباید با آسپرین درمان شود، بلکه باید با روشهای مختلف بررسی گردد: ممکن
است دلیل آن عدم تعادل (گرفتگی) درسیستم عضلانی- اسکلتی گردن یا قسمت
بالایی پشت ؛ یک مشکل تغذیهای ( مانند قند خون پایین )؛ یک مشکل احساسی
مانند استرس؛ یا کمخوابی باشد. به طور کلی، طبیعیدرمانگران برای پیروی از
شش اصل پایهای هنگام درمان، آموزش داده میشوند.آشنایی با این اصول به
معرفی این رشته کمک مینماید.
1. طبیعت انسان، دارای قدرت شفابخشی است.
بر
طبق طبیعیدرمانی، بدن واجد توانایی ذاتی برای برقراری، نگهداری و بازیابی
سلامتی است. نقش طبیعیدرمانگران، کمک به فرآیند شفابخشی بدن، با برداشتن
موانع برقراری سلامتی شخص و بازیابی آن است.
2. درمان ریشه بیماری، نه نشانه آن.
طبیعیدرمانگر به غیر از متوقف کردن نشانههای بیماری باید دلیل اصلی ایجاد بیماری را درمان کند.
3. درمان کل وجود شخص (جسم، ذهن، روح).
بیماری به ندرت تنها یک علت دارد، بنابراین کل وجود بیمار( ذهن، بدن، روح )باید به تعادل رسانده شود.
4. پرهیز از آسیب رسانی.
طبیعیدرمانگر
باید از روشها و موادی استفاده کند که تا جایی که ممکن است غیرسمی
(nontoxic ) و غیر تهاجمی( ( noninvasive باشند. روشهایی که علائم بیماری
را بدون درمان دلیل اصلی بیماری متوقف میکنند، مضر هستند و باید ازآنها تا
حد امکان پرهیز کرد یا کمتر استفاده نمود.
5. تشویق به پیشگیری.
طبیعیدرمانگر باید به " ایجاد " سلامتی نیز مانند درمان بیماریها کمک نماید.
6. رفتار به سان یک آموزگار.
بخشی
از وظیفه یک طبیعیدرمانگر آموزش بیماران و تشویق آنها به کسب عادتها و
پیروی از شیوههایی در زندگی است که سلامتی را افزایش دهد. تاکید
درمانگران، به جای مبارزه با بیماری، باید روی ایجاد سلامتی باشد.
جنبش
پزشکان طبیعیدرمانی که اصول فوق را دنبال میکنند، آنها را در نقش اولین
تامین کننده خدمات پزشکی با استفاده کمتر از داروهای شیمیایی قرارمیدهد.
اولویت
در ارزیابی کل وجود انسان (به جای بیماری به تنهایی) از طرف پزشکان
طبیعیدرمانی، آنها را در مرکز حرکت برای ایجاد مراقبتهای پزشکی کل نگر"
holistic " قرار میدهد . این هدف از طریق توجه خاص به ذهن، احساسات و
حالتهای روحی بیمار با همان درجه اهمیت از نظر توجه به شیوه زندگی، رژیم
غذایی، وراثت، محیط، زندگی خانوادگی و اجتماعی تامین می گردد.
در مقابل،
آموزشهای طب رایج، پزشکان آلوپاتی را به این سمت سوق میدهد که همه
بیماران را با پذیرش درجه ای از تنوع در آمادگی برای ابتلا به بیماری، شبیه
هم در نظر بگیرند). در طب رایج خصوصاً در درمان دارویی، تمرکز صرفاً روی
مطالعات علمی در مورد بیماری ( و نه بیمار) بودهاست.
در طبیعیدرمانی،
مانند بسیاری از دیگر روشهای سنتی شفابخشی، هر بیمار به عنوان یک فرد
یگانه، با توانایی درونی برای شفابخشی خود درنظرگرفتهمیشود. به دلیل
اینکه تاکید طبیعیدرمانگر روی شخص است، اولین سؤالی که اغلب پرسیده میشود
این است " چه عواملی در زندگی این بیمار شرایط را برای ایجاد این بیماری
فراهم نموده است؟ "
از طبیعی درمانی چه انتظاری باید داشته باشیم؟
اگر
شما با یک طبیعیدرمانگر آموزش دیده در دانشکده پزشکی(فعلا در ایران به
دانشجویان پزشکی تدریس نمی گردد)، مشورت نمایید، این مشاوره معمولاً با
گرفتن جزییات ریز سابقه پزشکی شما توسط درمانگر مانند سؤال درباره رژیم
غذایی ، پرهیزهای غذایی ، شیوه زندگی، استرس، الگوی خواب ، عادتهای گوارشی و
دیدگاههای ذهنی و معنوی شما آغاز میگردد.
سپس پزشک طبیعیدرمانی مانند
یک پزشک طب رایج معاینات عادی را انجام میدهد، البته با تاکید روی سیستم
عضلانی- اسکلتی( (musculoskeletal system . در صورت نیاز ممکن است
رادیوگرافی و تستهای آزمایشگاهی توصیهگردد که این آزمایشها را میتوان در
بیمارستان انجام داد.
چنانچه مشکلی به درمان طبی فوری یا جراحی نیاز
داشتهباشد، پزشک طبیعیدرمانی پیشنهاد میکند که با یک پزشک، متخصص داخلی
یا سایر پزشکان طب رایج تماس بگیرید.
اگرچه برخی از تستهای تشخیصی که
پزشکان طبیعیدرمانی از آنها استفاده میکنند همان تستهایی هستند که پزشکان
طب رایج از آنها استفاده میکنند، اما سایر آزمایشات کاملاً متفاوت است.
طبیعیدرمانگر اغلب از آزمایشاتی استفاده میکندکه نشان میدهند سیستمهای
خاص بدن، تا چه میزان به خوبی کار میکنند.
برای مثال آنالیز کامل
مدفوع، یک آزمایش طولانی از محتویات مدفوع است که کل مراحل گوارش را
ارزیابی میکند؛ یا تست ظرفیت دفع سموم توسط کبد، کارایی کبد را در پاک
کردن سموم بدن اندازهگیری مینماید.
بسته به رویکرد بالینی پزشک
طبیعیدرمانی، ارزیابیهای فیزیکی دیگری نیز ممکن است نیاز شود، از جمله،
بررسی زبان و نبض که در طب سنتی چین معمول است؛ یا عنبیه شناسی(iridology)،
که به منظور یافتن اعضای مبتلا در بدن از روی علایم ایجاد شده در عنبیه
چشم بکار می رود؛ یا حرکت شناسی کاربردی(applied kinesiology)، که بررسی
میکند عضلات بدن چگونه به انواع موادی که باعث حساسیت(آلرژی) میشوند
واکنش نشان میدهند. با در دست داشتن نتیجه این روشهای تشخیصی جایگزین ،که
معمولاً در پزشکی رایج کنار گذاشتهمیشوند، پزشک طبیعیدرمانی یک برنامه
درمان طبیعی که فقط مناسب شما میباشد، تهیه میکند. این درمان با پزشکی
رایج، که در آن برای دو بیمار دارای سردرد، یک نوع آزمایش و دارو تجویز
میشود، بسیار متفاوت است. برنامه درمان مخصوص شما، قدم به قدم و تدریجی
خواهد بود و همانطور که تندرستی شما بهبود مییابد، میتوان این برنامه را
مناسب با حال و شرایط شما تغییر داد.
به دلیل اینکه طبیعیدرمانی شامل
تغییر در شیوه زندگی (مانند ورزش، کاهش استرس) و تغییر در عادات غذایی،
همراه با استفاده از مکملهای غذایی و گیاهان میباشد، برنامه درمانی نیاز
به مشارکت بیمار در بهدستآوردن سلامتی دارد، بر خلاف طب رایج، که در آن
تنها از تجویز دارو یا گاهی جراحی برای درمان استفاده میگردد.
اولین
جلسه درمان با پزشک طبیعیدرمانگر معمولاً حدود یک ساعت طول میکشد و مدت
جلسههای بعدی حدود 30 تا 45 دقیقه میباشد. تعداد جلسات درمان بستگی به
شدت بیماری دارد. اگر شما یک ناراحتی مزمن دارید، ممکن است به مدت 6 ماه یا
بیشتر به درمان نیاز داشته باشید.
در کشورهای توسعه یافته، برخی از
شرکتهای بیمه جنبههای مشخصی از طبیعیدرمانی مانند ماساژ یا طب سوزنی را
پوشش میدهند. پزشکان این رشته در سراسر دنیا در تلاش هستند که
طبیعیدرمانی را در همه شهرهای کشور خود تحت پوشش بیمه قرار دهند.
منافع سلامتی طبیعی درمانی
هرچند
آزمایشهای طبی اندکی برای مطالعه روی تاثیر طبیعیدرمانی بعنوان یک روش
درمانی صورتگرفته، اما مطالعات بسیار زیادی پیرامون درمانهای خاصی که اغلب
از طرف پزشکان طبیعیدرمانگر توصیهمیگردد، انجام شده است. برای مثال،
ثابتشده تغییر در رژیم غذایی و شیوه زندگی، برای درمان بیماریهای قلبی،
بیماریهای گوارشی مزمن و مشکلات مفاصل بسیار سودمند است، یا استفاده از طب
سوزنی برای درمان درد کاملاً پذیرفته شدهاست. همچنین مطالعات معتبر بسیاری
نشان میدهد که مکملهای غذایی طبیعی(nutritional supplements) میتوانند
برای درمان انواع ناراحتیها مفید واقعشوند.
با اینکه اکثر پزشکان طب
رایج ، طبیعیدرمانی را بیضرر تشخیص دادهاند، تعدادی از آنها برخی روشهای
تشخیصی این درمانگران را، غیر قابل اعتماد و غیر علمی میدانند. با وجود
اینکه مزیتهای طبیعیدرمانی با گذشت زمان بیشتر آشکار میگردد، برای
تصمیمگیری درباره اینکه بهراستی طبیعیدرمانی میتواند بیماریهای مزمن را
درمان کند یا نه، به تحقیقات بلند مدت بیشتری نیاز است.
در مطالعات
منتشرشده در مجله پزشکی طبیعیدرمانی، شواهدی وجود دارد که ثابت میکند
طبیعیدرمانی در کمک به بیماریهای مزمن و شدید مؤثر است. از جمله این
بیماریها، اختلالات مزمن گوارشی، مشکلات عضلانی- استخوانی ، سردردهای
میگرنی، عدم تعادل هورمونها، ناراحتیهای ادراری و پروستات، فشارخون بالا و
بیماریهای قلبی میباشد.
هشدارها
• اگر شما به دنبال درمان توسط یک طبیعیدرمانگر هستید، از درمانگرانی که آموزش کافی ندیدهاند یا مجوز ندارند، حذر کنید.
•
درطبیعیدرمانی از تکنیکهای غیر تهاجمی( noninvasive ) استفاده میشود، به
همین خاطر وقتی توسط یک درمانگر شایسته درمان شوید، بیخطر و ایمن است. با
این وجود همیشه باید قبل از استفاده از هر نوع درمان مکمل با پزشک خود
مشورت نمایید. بزرگترین خطر این است که اگر شما بدون مشورت با پزشک طب رایج
از طبیعیدرمانی استفاده نمایید ، یک مشکل پزشکی جدی تشخیص داده نشود .
اگر شما نشانههایی دارید که ممکن است نشاندهنده یک بیماری جدی وخطرناک
باشد، پیش از جستجوی یک طبیعیدرمانگر ، با یک پزشک M.D. مشورت نمایید.
•
اگرچه اکثر برنامههای تغذیهای طبیعیدرمانگران سلامتیبخش است، اما ممکن
است در ابتدا برخی از آنها (مانند روزه)، ایجاد علائم ناخوشایندی کنند.
چنانچه هرگونه نگرانی درباره رژیم غذایی که طبیعیدرمانگر توصیه کرده
دارید، قبل از شروع ، آنرا با پزشک طب رایج خود مطرح نمایید.
• برخی از
گیاهان ممکن است با داروهای طب رایج تداخل داشتهباشند. اگر تحت درمان با
دارو هستید، قبل از استفاده از مکملهای غذایی با پزشک خود مشورت نمایید.
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران
ازتاب شناسی چیست؟
بازتاب شناسی یا رفلکسولوژی یک هنر ظریف و شکلی از درمانهای شفابخش طب کل نگر است و نباید آنرا با ماساژ کف دست و پا اشتباه گرفت بلکه یک نوع فشار درمانی ویژه و معین می باشد. این رشته یک تکنیک قدیمی است و براین اساس پایهریزی شده که نقاط بازتابی (رفلکس) در روی کف دستها و پاها وجود دارند که با هر قسمت بدن اعم از عضله، عصب، غده و استخوان مطابقت دارند و فشار روی این نقاط تورم یا احتقان را از بین میبرد و به آرامش اعصاب کمک میکند و این آرامسازی اعصاب هم به نوبة خود انقباض عروقی را کاهش می دهد بطوریکه خون و جریان عصبی با آزادی (راحتی) بیشتری جریان می یابند و در نتیجة بهبود جریان خون، سموم نیز از بدن خارج میشوند.

فلسفه بازتاب شناسی چیست؟
عدم تعادل بدن در طول جریان زندگی روزانه میتواند سبب شود که پیامهای عصبی در هر جای بدن مسدود (بلوکه) گردند و این بدان معنی است که سرعت حرکت پیامهای عصبی به عضلات، اعضاء و غدد بدن تا حدودی کند میشود . دانش رفلکسولوژی در جهت رفع این انسداد مسیرها و بهبود ارتباطات عصبی عمل میکند. همچنین آزادسازی اندورفینها را در بدن افزایش می دهد و موجب افزایش سلامتی و نشاط و "احساس خوب بودن" در فرد میگردد.
غالباً رفلکسولوژی را روی کف پا انجام می دهند، لیکن روی کف دست هم کاربرد دارد. تقریباً در کف هر پا 7200 پایانة عصبی وجود دارد. همچنین هر پا شامل 26 استخوان کوچک، 114 لیگامان و 20 عضله میباشد که توسط بافت همبندی، عروق خونی و اعصاب به همدیگر متصل گشته و توسط پوست پوشیده شدهاند. این اجزاء با دقت بسیار عالی با یکدیگر سازگار شده اند و این ساختمان پیچیده روی دو قوس اصلی تعادل یافته است. قوس اول از پاشنه پا تا قاعده انگشت کوچک و قوس دوم از پاشنه پا تا انگشت بزرگ (شست) امتداد می یابد.
پاشنه پا قسمتی است که فشار وزن بدن ما را تحمل میکند و توسط لایههای محافظت کنندة چربی برای جلوگیری از اصطکاک در بین استخوانها، در هر قدمی که بر می داریم، عایقکاری شده است. کف دست نیز که مرکب از 27 استخوان میباشد ممکن است در رفلکسولوژی مورد استفاده قرار گیرد (دستها و پاها نیمی از استخوانهای بدن را شامل می شوند).
در طب شرقی، نظیر طب فشاری (Acupressure) و طب سوزنی (Acupuncture) دریافتهاند که انرژی حیاتی یا Chi از میان مریدینها یا مسیرهای انرژی (بخش طب سوزنی را برای توضیح بیشتر و تصاویر مربوطه، ملاحظه نمائید) جریان می یابد و از مجموع 12 مریدین اصلی ، 6 عدد آنها در کف پا یافت میشود.
در رفلکسولوژی ، اعتقاد بر این است که پاها "macrocosm" یا یک نقشه کوچک از کل بدن هستند .یعنی تمام اعضاء و قسمتهای مختلف بدن روی آنها منعکس شده و نظم و ترتیب قرارگیری بخشهای بدن روی کف پاها دقیقاً مشابه نظم و ترتیب قرارگیری آنها در بدن است (تصویر) این بازتابها را میتوان روی کف پا، انگشتان و در طول کناره داخلی و خارجی پا، پیدا کرد.
اگرچه اکثریت مردم با پاهای سالم به دنیا میآیند ولی تخمین زده می شود که تقریباً در 80% بزرگسالان ، مشکلات پاها پیش خواهد آمد. گرچه مشکلاتی نظیر میخچه، پینه و موارد مشابه را غالباً ناشی از کفشهای نامناسب میدانند و لیکن اینها تنها بخشی از اختلالات هستند و بازتاب شناسی بر این باور است که مشکلات پاها با اختلالات درونی بدن مرتبط هستند.
تاریخچه بازتاب شناسی چیست؟
تئوریهای گوناگونی در مورد منشأ رفلکسولوژی وجود دارد و مبدأ آن ممکن است:
· طب شرقی در 5000 سال پیش باشد که آن را با طب فشاری و سوزنی که مسیر مریدنیها را دنبال میکند، متصل سازد.
· مصر 2500 تا 2330 سال قبل از میلاد باشد . یک تصویر نقاشی شده که در آرامگاه پزشکی مصری بنام Ankahar یافت شده بود نشان دهندة آن است که رفلکسولوژی در این تاریخ نیز وجود داشته است.
· سرخپوستان آمریکا، بویژه سرخپوستان چروکی معتقدند که این روش توسط اینکاها به ارث گذاشته شده. چروکیها بر این باورند که "پاها روی زمین راه میروند و از این طریق، روح شما را به جهان متصل میگردانند"
بهر حال آغاز و مبدأ آن هر جا که بوده ، رفلکسولوژی ادامه پیدا کرد تا اینکه در اروپا و آمریکا رشد نمود و تکامل یافت. آقای Harry Bond در کتاب خود بنام "منطقة درمانی" در 1582 نحوة عمل رفلکسولوژی را بویژه در روی طبقه پادشاهی و مرفه جامعه مورد بحث قرار داد. آقای H. Head نیز در 1890 مناطقی را روی پوست کشف کرد. وی متوجه شد چنانچه عضوی که توسط اعصاب به این ناحیه از پوست مرتبط میشود دچار بیماری گردد، این بخش پوست ، حساسیت بیشتری به فشار پیدا میکند.
دکتر Ivan Pavlou (سالهای 1936- 1849) از رفلکسولوژی به عنوان پایهای برای تحقیق مشهورش بر روی بازتابهای وضعی استفاده نمود. دکتر A. Cornelius آلمانی در سال 1902 متوجه شد که درد خود وی که ناشی از یک عفونت بود بعد از فشار دادن کف پا تخفیف یافت. وی در کار پزشکی خود به تحقیق بر روی فشار کف پا ادامه داد. در ایالات متحده، دکتر ویلیام فیتزجرالد، در اوایل سال 1900 نشان داد که میتواند جراحیهای کوچک را، بدون ناراحتی برای بیمارانش، با اعمال فشار بر روی کف دستهایشان انجام دهد. دکتر J. Riley، در سال 1919 کتاب "منطقه درمانی آسان شده" را منتشر کرد و در آن نمودارهایی با جزئیات کامل چاپ نمود. وی محل نقاط رفلکس در کف پاها را ترسیم کرده بود. خانم اونیس اینگهام (1974-1869) که مادر بازتاب شناسی مدرن نامیده شده است از کارهایی که در باب «منطقه درمانی» در گذشته انتشار یافته بود در درمانهای خود استفاده کرد و نقشه کل بدن را بر روی کف پاها تکمیل نمود. میراثی که وی درخصوص رفلکسولوژی برجا گذاشته بود توسط Dwigt Byers برادرزاده وی تداوم یافت. وی انستیتوی بینالمللی رفلکسولوژی را در شهر «سن پترزبورگ» در روسیه راهاندازی کرده است.
چه تحقیقاتی در این زمینه وجود دارد؟
با وجود آنکه مقالات داستان گونهای در زمینة رفلکسولوژی وجود دارد ولی تعداد اندکی گزارش مبتنی بر تحقیقات و مطالعات علمی نیز در این زمینه وجود دارد، که در مجلات مستقل به چاپ رسیدهاند تا متخصصین علوم سلامتی را قادر سازند که در زمینة تأثیر رفلکسولوژی تصمیم آگاهانهای بگیرند. مطالعات قلیلی در کشورهای غیر انگلیسی زبان انجام گرفته است و ترجمة انگلیسی کاملی از این تحقیقات در دست نیست تا تجزیه و تحلیل مطمئنی را از متدولوژی (روش شناسی) کار تحقیقی انجام شده ارائه کند. بعلاوه گزارشاتی که در کتاب "Grey Literature" آمده است نشان میدهد که رفلکسولوژی میتواند درمان موثری باشد. اما این مطالعات هم کوچک هستند و در آنها به میزان کافی از جزئیات متدولوژی کار انجام شده، گزارشی ذکر نشده است.
مسئله انتخاب روش تحقیق مناسب برای تصمیمگیری در مورد اثر بخشی رفلکسولوژی باید مورد نظر قرار گیرد. همکاری بین رفلکسولوژیست ها و محققین با تجربه مسئلهای است ضروری تا بتوان مطالعات پر کیفیت مورد نیاز برای تصمیمگیری در مورد میزان تأثیر بازتاب شناسی را انجام داد. مجمع تحقیقاتی طب مکمل که در سال 1983 بنیان گذاشته شده ،کمکهای مالی، علمی و پشتیبانی را از متخصصین طب مکمل که در این زمینه تحقیقاتی را انجام میدهند بعمل میآورد. مطالعاتی که در زمینة رفلکسولوژی انجام می شود میبایست بخوبی توسط مجلاتی که در دسترس اکثر متخصصین قرار دارند چاپ شوند. البته به عقیدة لین (1996) مطالعه و تحقیق بصورت "دوسوکور" در زمینة رفلکسولوژی کار بسیار مشکلی است چون عنصر روانتنی در هر فردی خاص خود اوست.
نظرات موافق (Pro):
· Falcco و Oleson در 1993 یک آزمون "کنترل با دارونما" که برای تحقیق در مورد توانایی رفلکسولوژی برای کاهش "آشفتگی قبل از قاعدگی" انجام داده بودند گزارش نمودند که در نتیجة این مطالعه، 35 نفر از افراد به میزان معنی داری نسبت به گروه کنترل، کاهش علائم پیش از قاعدگی را نشان دادند و این نتایج در بررسی 2 ماه بعد نیز باقیمانده بود. این مطالعه بعدها توسط Vickers و همکاران در سال 1996 به دلیل کیفیت تحقیق، مورد انتقاد قرار گرفت.
· Kovaks و همکاران در 1993 "یک آزمون دوسوکور" با استفاده از رفلکسولوژی برای درمان کمردرد انجام دادند. آنان بهبود قابل ملاحظهای در درد، انقباضات عضلانی و سهولت حرکت در گروه تحت درمان را گزارش کردند و اکثریت بیماران توانستند مصرف داروهای مسکن تجویز شده توسط پزشک را قطع کنند و در طی دورة تحقیق نیز بدون علامت باقی ماندند.
· Dobbs در سال 1985 استفاده از رفلکسولوژی در مراقبت از 7 بیمار مبتلا به سرطان که در فاز انتهایی بیماری قرار داشتند را توصیف نمود. گزارشات فردی وی براین موضوع اشاره داشت که تمامی بیماران احساس کرده بودند که کیفیت زندگیشان با رفلکسولوژی بهتر شده بود و این بهبودی صرفاً نتیجة رفلکسولوژی نبود بلکه به دلیل افزایش ارتباط و تماس بیماران با متخصصین رفلکسولوژی بود.
· McGrath , Motha در سال 1994 مطالعهای را بر روی 64 خانم باردار برای تعیین اثر رفلکسولوژی بر روی زایمان انجام دادند. نتایج نشان دهندة آن بود که درمان رفلکسولوژی منجر به کاهش زمان زایمان و نشانههای جسمی تجربه شده توسط مادران باردار، گشته بود. این مطالعه، اگر چه با نتایج مثبتی همراه بود ولی در آن از گروه کنترل استفاده نشده بود.
نظرات مخالف (CON):
· Ibsen , Sorenson (در 1993) نگرانی خود را در مورد بیماران دیابتیکی که برای زخم و عفونت پا درمان شده بودند، اظهار کردند. آنان یک گزارش موردی (Case report)، در مورد یک بانوی دیابتیک درمان شده با بازتاب درمانی را که بعداً مجبور شدند پایش را قطع کند، منتشر نمودند. انجام این کار توانست زندگی راحتتری را برای این خانم فراهم آورد. در این تحقیق تمایل نادرست به استفاده از بازتاب درمانی به عنوان تنها درمان برای این بیمار مبتلا به بیماری مزمن، مطرح شد.
موارد استفاده از رفلکسولوژی برای درمان یا بهبودی چیست؟
رفلکسولوژی تمامی گروههای سنی از نوزادان تا افراد مسن را میتواند درمان کند. بازتاب درمانی میتواند بیشتر برای متعادل سازی کل بدن استفاده شود تا برای بهبود و شفای اختلالات خاص، لیکن با کاربرد مناسب، بازتاب درمانی میتواند قدرت شفابخشی خود بدن را افزایش دهد. افرادی که بازتاب درمانی را انجام میدهند پیشنهاد میکنند که درمان هفتگی رفلکسولوژی میتواند اکثریت مشکلات را در ابتدا متوقف کند و احتمال یک بهبودی سریع را زیاد کند. بازتاب درمانی گردش خون به نواحیای از بدن را افزایش می دهد که جذب مواد مغذی و حذف مواد زائد را زیادتر میکنند.
همچنین رفلکسولوژی دارای اثرات زیر میباشد:
1- متعادلسازی تمام سیستمهای یازدهگانه بدن، بطوریکه بدن بتواند خود را شفا دهد.
2- موجب تحریک آن نواحی از بدن و ذهن که عملکرد صحیح ندارند و آرام سازی نواحی پرفعالیت میشود.
3- دیدگاه ذهنی مثبت را تقویت می کند (تندرستی عبارتست از هماهنگی فعل و انفعال انرژیها در داخل بدن، افکار منفی و احساسات منفی جریان آزادانه این انرژیها را محدود کرده و سبب تورم و احتقان آنها در بدن میگردد که اگر تصحیح نشوند سرانجام بصورت بیماری تظاهر میکنند).
4- بیرون کردن و رفع احساسات سرکوب شده ناشی از فشارها و استرس، آرام سازی بدن و تغییر وضع زندگی (متخصصین این رشته بر این باورند که 85% تمام بیماریهای امروزی بشر به نوعی مرتبط با استرس است).
5- آرامش بدن (آرا مسازی بدن).
6- با افزایش آزادسازی اندورفینها به کنترل درد کمک میکند.
7- عملکرد سیستم ایمنی را افزایش داده و جریان لنفاتیک را بهتر میکند.
8- تندرستی بدن را در حالت متعادل نگه می دارد.
9- سطوح تمرکز را افزایش می دهد.
10- گردش خون و جریان عصبی را بهبود میبخشد.
11- در نواحی احتقان که معمولاً بصورت درد احساس میشوند، موجب احساس رهایی میگردد.
واکنشهای احتمالی که ممکن است پس از درمان رفلکسولوژی اتفاق بیافتد کدام است؟
1- افزایش ادرار. از آنجا که کلیهها تحریک میشوند، ادرار بیشتری تولید میشود و این ادرار به دلیل سموم بیشتری که دارد، ممکن است تیرهتر بوده و بوی تندتری داشته باشد.
2- تعداد دفعات حرکات رودهای بیشتر میشود.
3- تشدید وضعیت پوستی، بویژه در مواردی که سرکوب شده باشند و تعریق شدید همراه با خارج شدن سمومی که از طریق منافذ پوستی کف پاها، آزاد می شوند.
4- بهبود قوام پوست و ترکیب نسجی آن همراه با بهتر شدن جریان گردش خون که موجب بهبود قوام و ترکیب نسجی پوست میشود.
5- ترشحات غشاءهای مخاطی در بینی، دهان و برونشها افزایش می یابد.
6- تغییرات الگوی خواب، مثلاً خواب بیشتر یا عمیقتر یا خواب آشفته.
7- سرگیجه یا حالت تهوع.
8- بروز موقت بیماری که قبلاً سرکوب شده بوده، بدلیل اینکه بدن فرآیند طبیعی شفای خود را آغاز میکند.
9- افزایش ترشحات تناسلی بانوان.
10- احساس تب.
11- خستگی یا افزایش انرژی.
12- سر دردها.
13- افسردگی و تمایل شدید به گریهکردن.
این واکنشها به عنوان بخشی از درمان ارزیابی میگردند و اغلب بیانگر این است که سموم از بدن پاک و ترمیم و شفا حاصل میشود.
در طی یک جلسه رفلکسولوژی چه اتفاقی میافتد؟
اصولاً متخصصین بازتاب درمانی اجازه طبابت یا تشخیص بیماری را ندارند.
ویزیت شامل مراحل زیر است:
1- تهیه تاریخچه فردی دقیق با در نظر گرفتن جزئیات انجام میشود که شامل سوال از مشکل اصلی بیمار، داروهایی که دریافت میکند (شامل ویتامینها و داروهای گیاهی)، طول مدت مشکل بیمار، تاریخچه سلامتی و اینکه آیا بیمار تحت درمان پزشکی هست یا خیر.
2- بیمار در وضعیتی راحت روی صندلی مینشیند یا تکیه میدهد و کف پا را در مقابل درمان کننده قرار می دهد.
3- تمامی لباسهایی که روی اندام تحتانی فشار وارد میکنند، شل میشوند ولی بیرون آورده نمیشوند (بیمار برهنه نمیشود).
4- کفش، جوراب و یا جورابهای ساق بلند خارج میشوند.
5- ابتدا کف پاها با یک پارچه ضدعفونی کننده، خشک و با پنبة هیدروفیل که در یک مادة گندزدا خیس شده، حمام داده میشود و یا از یک حمام پا (Foot Spa) همراه با یک مادة گندزدای ملایم استفاده میشود و در آخر هم پا کاملاً خشک میگردد.
6- سپس کف پاها از نظر درجه حرارت، رنگ، لکه یا خال، قوام عضلانی، وضعیت پوست و دیگر آسیبهای احتمالی معاینه میشوند.
7- از انگشتان شست و نشانه برای کار روی پاها استفاده میگردد. در ابتدا روی تمام کف پا و سپس روی نواحی که بنظر میرسد با مشکل بیمار ارتباط بیشتری دارند، با تمرکز خاصی کار انجام میشود. این اعمال فشار انسدادهای انرژی را که جلوی جریان آن را میگیرند (و موجب ایجاد درد و بیماری میگردند) برطرف میکند. اگر اشکال درونی باشد، ناحیه رفلکس و مریدینهای مربوط به آن قسمت، بویژه به فشار و اصطکاک بیش از حد حساس میشوند. نواحی پینه بسته یا میخچه یا دیگر تغییراتی که در پاها ایجاد میشوند، در رفلکسولوژی اهمیت خاصی دارند.
8- هر جلسه درمانی حدود 60- 30 دقیقه به طول میانجامد.
بازتابشناسی قدرت شفابخشی بدن را فعال میکند بنابراین بعضی واکنشها بدلیل آن است که با این درمانها بدن خودش را از دست سموم خلاص میکند، اجتناب ناپذیر هستند. بعضی از این واکنشها به عنوان "بحران سلامتی" نیز مطرح میشوند که در واقع یک فرآیند پاکسازی میباشد و شدت آن به میزان عدم تعادل بدن بستگی دارد.
9- دورة درمان معمولاً بین یک تا دوازده هفته بوده و بسته به وضعیت و طول مدت زمانی که عارضه وجود داشته است تغییر میکند و عارضهای که سالهاست رشد کرده و تکامل یافته است با یک درمان منفرد تصحیح نخواهد شد.
آیا در درمان بازتاب شناسی خطری وجود دارد؟
1- هیچ خطری وجود ندارد، اما اگر نشانههای بیماری، شدید یا طولانی مدت هستند باید با یک پزشک مشورت کرد.
2- موارد عدم تجویز آن شامل آسیب و جراحت پا و یا حالات پاتولوژیک واگیردار در پاها میباشد. (در این حالت روی دستها کار انجام میشود).
3- در بیماریهای ترومبوتیک (گرفتگی و لخته در عروق) اندامهای تحتانی و موارد دیابت باید احتیاطهایی را در نظر گرفت.
4- عفونتهای حاد به دلیل افزایش جریان خون، میتوانند شدیدتر شوند. در این حالت توصیه میشود که احتیاط نمائید.
یک بازتاب درمانگر (متخصص رفلکسولوژی) چه آموزشهایی را لازم دارد؟
معمولاً در سراسر آمریکا برای این افراد کلاسهای موردنیاز برگزارمیشود و گواهی مخصوصی به شرکت کنندگان داده می شود. در بعضی از ایالات هم به پروانه کار نیاز است. در صورت تمایل با:
Reflex Certification Board یا Reflexation Association of America
تماس بگیرید.
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران