یوگا چیست؟
در
گستره ای پهناور از تاریخ که آغاز آن بر کسی آشکار نیست , گروهی از
انسانها که روحی لطیف و فکری خلاق داشتند در جست و جوی خواسته های فطری و
عمیق جان خود, علمی را پی افکندند که هندیان آن را « یوگا» خواندند . آنها
با راهنمایی و الهام نداهای آسمانی توانستند روشها و فنونی را برای بر
انگیختن نیرو و توانایی های بالقوه و همچنین توسعه حوزه دید و رویت درونی
خود طراحی و ابداع کنند. منظور و مقصود از این فنون ،رسیدن و غرقه شدن در
عمیق ترین خواسته های اصیل خویش یعنی سرور و آرامش ناب ( آناندام ) توسعه
دید درون و امکان رویت اشیاء در میدان های مختلف آگاهی یا آگاهی ناب (
چیتام ) , و سرانجام درک حقیقت خویش یا حقیقت ناب ( ساتیام ) بود .
یوگا
شناختی مستقیم و بی واسطه از ژرفای هستی خویش و هماهنگی با قوانین طبیعت
است . این معرفت شهودی در پی سلوکی پی گیر و عشقی صادقانه حاصل می شود . در
پی این سلوک فرد تسلطی همه جانبه بر قوای تن ، احساسات و افکار خود پیدا
می کند ودر نهایت می تواند خود را از حیطه تغییرات احساسی و نگرانیهای فکری
فراتر برده ، در عمق قلب خود قرار یابد. جایی که تلاطمات فکری و محیط
خارجی قادر نیست تاثیری برآن داشته باشد.
در مورد معنای واژه « یوگا » تنوعی دیده می شود . آن را به معنای :
«
اتحاد و وصال » ، « رویت و نظاره » و « کنترل و به زیر یوغ در آوردن » به
کار برده اند. یوگا تعریفی از یک یا گروه محدودی از تمرینات یا حالت معینی
نیست . بلکه بیشتر اشاره به مجموعه ای از فنون ، از ساده تا بسیار پیشرفته
و احوال باطنی مختلف و در واقع یک سیر و سلوک کامل دارد .
روشن
بینان و دانایان بسیاری، بویژه در هند، در پس سالها تزکیه نفس و مراقبه های
ژرف، حالاتی از آگاهی را کشف و تجربه کردند . مجموعه این حالات و فنون و
تعالیم که برای درک و وصول به این احوال توسط آن مردان خردمند طراحی و
دریافت شد « یوگا» خوانده می شود .
تاریخچه یوگا چیست؟
از لحاظ تاریخی سابقه معرفت و سلوک یوگا را تا دو منبع کهن می توان ردیابی کرد .
1- تمدن دره سند 2- تمدن ودایی
بر
اساس کشفیات باستان شناسان تمدن دوره سند لااقل قدمتی بالغ بر 2500 سال
قبل از میلاد دارد . این تمدن کهن اولین بار در محلی به نام موهنجو درو
(تپه مردگان) در دره لرکنه(Larkana) در پاکستان امروزی پیدا شد . بعدها
قسمتهای دیگری از این تمدن در منطقه ای به نام هرپا ( Harappa) در فلات
پنجاب کشف شد . این تمدن در منطقه وسیعی گسترده بود و از فلات پنجاب و سند
تا راجستان شمالی و ناحیه کتیهاور (Kathyavar) در هند غربی را در بر می
گرفته است.
بعدها پیش آهنگ این تمدن را در آبادیهای کوه پایه ای
بلوچستان یافتند که به نام فرهنگ نال و کولی(Nal-Kulli) مشهورند اما عصر
ودایی را با ورود بعضی طوایف آریایی به شمال هند از حدود هزار و پانصد تا
پانصد پیش از میلاد تخمین زده اند.
اصولاً در تمدن ودایی ، بیشتر تقدیس
قوای طبیعی و توصیف نیروهای شگفت هستی به چشم می خورد . این توصیفات که در
چهار کتاب به نام های 1- ریگ ودا 2- ساماودا
3-یاجور ودا 4- آتاروا ودا نوشته شده اند که ظاهراً مجموعه ای تنظیم شده بر اساس کشف و شهود روشن بنیان « ریشی ها » بوده اند.
تا اینجا مطالبی درباره تاریخچه وماهیت یوگا از پیش رو گذراندیم . با
تعریفی که از یوگا داشتیم به نظر می رسد که یوگا, علم کهن و جامعی است برای
نیل به خود شناسی و بیداری تمام قوای ذهن و بدن و از همه مهمتر استقرار در
طبیعت حقیقی خود . با این وجود ، به خصوص در کشورهای غربی دیده شده است که
بعضاً از یوگا به عنوان ورزش ،راههایی برای لاغری ، زیبایی و تناسب اندام و
حتی روشی در مانگر ، یاد شده .
هر چند که هدف غایی یوگا هیچ کدام از موارد یاد شده نیست اما در عین حال می تواند تمام موارد فوق را برای انسان به ارمغان آورد .
چه تحقیقات و مطالعاتی در مورد تاثیرات یوگا بر سلامتی انسان وجود دارد ؟
یوگی ها و اصولاً یوگا با بلند نظری و مناعت طبع خود، بدون درنظر گرفتن
نژاد و ملیت ،خواستار بهره مند شدن تک تک انسانها از این علم هستند .
خوشبختانه درنیم قرن اخیر تحقیقات وسیع و دامنه داری در ارتباط با یوگا و
سلامتی به عمل آمده که نمی توان از نتایج آن صرف نظر کرد .
در واقع
نتایج این تحقیقات چنان حیرت انگیز و تکان دهنده بوده است که امروزه از
یوگا به عنوان یک طب پیشگیر و مکمل نیز یاد می شود. از آنجایی که در علم
پزشکی ثابت شده است که بیش از 70 در صد بیماری ها ریشه عصبی دارند ، می
توان از یوگا به عنوان طبی پیشگیر و درمانی موثر در هر دو حوزه تن و روان
سود جست . از مهمترین شاخص های یوگا ، بررسی دقیق ذهن ، مغز ، اعصاب و
اصولاً روان انسان است . در این راستا یوگا به عنوان علمی در متعادل کردن
نیم کره های مغزی و هماهنگی بین ذهن و بدن ، پیش تاز است .
در 50 سال
گذشته تحقیقات گوناگونی در نقاط مختلف دنیا بروی یوگا و ارتباط آن با
سلامت جسم و روان انجام شده این تحقیقات در زمینه هایی چون :
1- تاثیر تمرینات بدنی ( آساناها ) بر روی جسم
2- تاثیر تمرینات ذهنی ( که در بعضی مواقع با حرکات جزئی بدنی نیز همراه است )
شامل : انواع مراقبه ها ، تمرینات تنفسی و دیگر فنون یوگا
3- تاثیر تمرینات نظافتی ( شات کارماها ) بر روی ذهن وبدن
4- تاثیر مراقبه در کاهش استرس و فشارهای عصبی و درمان بیماری هایی که منشاء عصبی دارند .
با امید اینکه در این بخش با معرفی هر چند کوتاه و مختصر از یوگا و ارتباط
آن با سلامتی توانسته باشیم دریچه ای کوچک را به روی خوانندگان محترم باز
کرده باشیم . در پایان امیدواریم که ارزش این علم والا و نقش آن در زندگی و
سلامتی بیش از پیش در کشور عزیزمان ایران شناخته شود .
ماخذ:
کتاب راه یوگا،
تالیف استاد برزو قادری،
انتشارات آویژه، چاپ اول
هنر درمانی(Art Therapy) چیست ؟ تاریخچه هنر درمانی چیست؟ روانشناسان
کودک و پزشکان خانواده ، اغلب به علت اینکه کودکان برای بیان احساسات توسط
کلمات شرایط سختی را تحمل می کنند ، از هنر درمانی استفاده می نمایند .
این رشته همچنین یک جزء حیاتی از فعالیتهایی است که در بسیاری از
شیرخوارگاهها و آسایشگاهها یا در موارد نیاز به پرستاری طولانی مدت ، مورد
استفاده قرار می گیرد.
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران |
هیپنوتراپی :
هیپنوتراپی استفاده از قدرت تلقین برای دسترسی به لایه های عمیق تر فکر به منظور گذاردن تأثیر مثبت در الگوهای ذهنی و رفتاری یک فرد است . با هیپنوتیزم بیماران می توانند ریلکسیشن و تغییرات علائم حیاتی را تجربه کنند . سه مرحلة مهم در هیپنوتیزم وجود دارد : · مقدماتی: شخص توجه کامل را به کلمات یا تصاویری که تراپیست معرفی می کند ، می دهد . · القاء (جدا کردن ) : شخص آگاهی عادی و محیطی اش را از دست می دهد . · عمیق سازی : فرد به تراپیست پاسخ می دهد . تمام هیپنوزها نهایتاً خود هیپنوتیزم هستند و تراپیست یک واسطه است . هیچ هیپنوزی اتفاق نمی افتد مگر این که فرد بخواهد در این برنامه شرکت کند . فرد معمولاً خیلی عادی وارد مرحلة هیپنوز می شود .
تاریخچه :
هیپنوتراپی یک روش درمانی بوده که به زمان یونان باستان و پارس ( پرشیا ) بر می گردد . هیپنوتراپی قسمت اصلی درمان در معابد یونان بوده ولی کاربرد جدیدتر آن به قرن 18 میلادی توسط فرانس آنتوان مسمر نسبت داده می شود . انجمن پزشکی آمریکا(AMA) در سال 1955 هیپنوتراپی را به عنوان یک درمان موجه پزشکی به رسمیت شناخت ومتعاقب آن در سال 1957 انجمن کلینیکی هیپنوتیزم آمریکا پایه گذاری شد .
موارد استفاده :
· کاهش اضطراب · کاهش هر نوع سردرد از نظر شدت وفرکانس وقوع · کنترل افسردگی · افزایش اعتماد به نفس · کنترل درد · تقویت تاثیر اقدامات درمانی · کنترل فوبیا (مانند ترس بیمارگونه از پرواز یا ارتفاع ) · کمک به کنترل عادتها (نظیرسیگار کشیدن ) · در طی جراحی ( افزایش آرامش ، کنترل درد ، کاهش خونریزی )
شرایط لازم برای هیپنوتیزم :
· اعتماد مراجع به تراپیست . · محیط راحت و آرام. · خواست فرد برای اینکه هیپنوتیزم شود . · پذیرش فرد نسبت به کلام و تلقین های تراپیست . · قبول تلقین ها بدون انتقاد یا تجزیه و تحلیل .
آیا هیچ گونه ریسکی در هیپنوتراپی وجود دارد ؟
هیپنو تراپی نزد یک درمانگر متخصص بی خطر است بنابراین: - هرگز نباید به وسیلة فرد آماتور انجام شود . - نباید برای بیماری روانی شدید و اختلال شخصیتی ضد اجتماعی انجام بگیرد . چنانچه فرد در طی جلسه به علت رویاروئی با ریشه های احساسی عدم تعادلهای ناخودآگاه دچار ترس و نگرانی زیاد یا پرخاشگری شود ، درمانگر او را به خاطرات خوشایند هدایت می کند و جلسه را خاتمه می دهد . بعضی افراد ممکن است تجربه گیجی بعد از جلسه را حس کنند . در اینصورت فرد باید بعد از پایان جلسه به آرامی دراز بکشد تا این حالات برطرف گردد ودرمانگر تا پایان کامل جلسه در کنار فرد می ماند .
چه تحقیقات ،بازبینی ها و توصیه هایی در این مورد وجود دارد ؟
اشتاین ( 1997 )پی برد که تکنیک ریلکسیشن خود هیپنوتیزمی باعث آرامش بیشتر و کاهش قابل ملاحظه عوارض پس از عمل برای دوره بعد از جراحی در بیمارانی که عمل بای پس عروق کرونر داشته اند ، می شود . النس ( 1997 ) متوجه شد بچه هایی که آموزش خود هیپنوتیزمی دیده بودند . تعداد و شدت حملات سردرد میگرنی در آنها به طور قابل ملاحظه ای کاهش یافته است .
اسمیت و همکارانش ( 1997 ) پی بردند که آموزش خود هیپنوتیزمی به بانوانی که پوکی استخوان دارند باعث بهبود کیفیت زندگی و سلامت آنها می شود .
جانسون ( 1996 ) به این نتیجه رسید که که هیپنوتراپی می تواند بر میزان مقاومت در برابر بیماری بیافزاید . هوستون ( 1995 ) 115 مقاله را بررسی کرد که در همة آنها به وضوح یک واکنش دوسویه بین سیستم عصبی مرکزی و سیستم ایمنی وجود داشته و این منجر به این اعتقاد می شود که هیپنوز قادر است عملکرد سیستم ایمنی را بیافزاید . هیچ تحقیق مخالفی در زمان تحقیق فوق وجود نداشته است .
چه آموزشی برای مدرس هیپنوتراپی وجود دارد ؟
متخصصان روانشناسی ، پرستاران و پزشکان دوره های تکمیلی را طی می کنند و از طرف انجمن هیپنوتیزم هر کشورمدرک دریافت می کنند .
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران
|
مدیتیشن چیست؟
مدیتیشن یک تکنیک ذهن - بدن است که در آن شخص به آرامی توجه را به درون میبرد تا به آرامش جسمی و ذهنی دست پیدا کند. اکثر انواع مدیتیشن از تمرینات مذهبی شرقی به خصوص از هند، چین و ژاپن به غرب رفتهاست. تنها در سه دهه اخیر است که این تکنیکها به طور جدی برای دستیابی به سلامتی، بخصوص برای درمان استرس و کاهش دردهای مزمن به کار میرود.
سه تکنیک رایج مدیتیشن در بسیاری از کشورها, مراقبه TM، مدیتیشن تنفسی و مدیتیشن تمرکزی (mindfulness) میباشد:
1- در TM شما یک کلمه یا صوت ساده (که مانترا نامیده میشود ) را در طول زمان مدیتیشن با خود تکرار میکنید تا افکار خود را متمرکز کنید و به حالت آرامش برسید.
2- مدیتیشن تنفسی, تمرکز بر فرایند دم و بازدم، برای کمک به روشن شدن ذهن میباشد. 3- مدیتیشن تمرکزی (mindfulness), تمرکز روی زمان حال، قدردانی از افکاری که به سطح میآیند و مشاهده آنها بدون قضاوت است.
TM در سال 1960 هنگامیکه ماهاریشی ماهش یوگی آنرا به آمریکا برد، عمومی شد. در این زمان, گزارشهایی از یوگیها و استادان مدیتیشن هندی که قادر به دگرگونی در حالات آگاهی و کنترل اعمال بدن مانند فشارخون بودند، به غرب رسید. این موارد جرقهای برای محققان غربی و کسانی که بر روی روشهای سلامتی کار میکردند - و عده زیادی از مردم -برای شروع تحقیقات درباره عامل نهانی افزایش سلامتی این تکنیکهای قدیمی شد. در سال 1975 هنگامی که دکتر هربرت بنسن (Herbert Benson) ، یکی از پزشکان پرآوازه دانشگاه هاروارد، کتاب مشهور خود به نام "پاسخ آرمیدگی" (Relaxation Response) را منتشر کرد, اعتماد به این تکنیکها بیشتر شد. این کتاب نشان میداد که مدیتیشن چگونه توانسته به درمان فشارخون بالا، دردهای مزمن، بیخوابی و بسیاری از بیماریهای جسمی کمک کند.
امروزه مدیتیشن بعنوان یک درمان کمکی برای کاهش درد و کنترل استرس پذیرفته شده است و در بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی در سراسر آمریکا آموزش داده شده، با بیماران تمرین میشود. مدیتیشن همچنین بخشی از سایر تکنیکهای ذهن- بدن مانند یوگا، چی گونگ و تایچی میباشد که در سالهای اخیر در آمریکا محبوبیت پیداکردهاند.
این روش چطور عمل میکند؟ ![yoga_asana_1_234_210[1].jpg](http://www.cam.ir/_DouranPortal/images/Energy%20based%20therapies/yoga_asana_1_234_210[1].jpg)
چندان تفاوتی ندارد که کدامیک از روشهای مدیتیشن را استفاده کنید, چرا که تاثیر آنها بر روی بدن شبیه هم است. محققان به این نتیجه رسیدهاند که مدیتیشن سطح هورمون استرس را پایین میآورد و در نتیجه به سلامت سیستم ایمنی بدن کمک میکند. در حقیقت نشان داده شده که مدیتیشن با کاهش سطح هورمونهایی مانند "epinephrine" مقدار کلسترول را در خون کاهش میدهد و به باز ماندن شریانها کمک مینماید.
بعلاوه، مطالعات انجام گرفته با نوار مغزیelectroencephalogram) ) روی مغز کسانی که مدیتیشن میکنند، نشان داده که این تکنیک شدت امواج آلفا را که بیانگر "حالت آرامش و پذیرش" می باشند را به سطحی حتی بالاتر از زمان خواب افزایش میدهد.
در کسانی که مدیتیشن میکنند همچنین, بهبود جریان گردش خون که از عروق محافظت میکند، کاهش سطح اسید لاکتیک خون که با کاهش اضطراب مرتبط است و کاهش ضربان قلب که با کاهش نیاز برای پمپاژ، به قلب فرصتی برای استراحت می دهد نیز دیده میگردد. اثر دیگر مدیتیشن, تنفس آرام است که در نتیجه آن بدن اکسیژن کمتری مصرف میکند.
چه انتظاری باید داشته باشیم؟
مدیتیشن به تنهایی و به راحتی در خانه انجام میشود. برای شروع, میتوانید تکنیکهای مدیتیشن را از طریق کتابها، نوارهای کاست، نوارهای ویدیویی یا با رفتن به کلاس یاد بگیرید. کلاسها به طور دائم در مراکز یوگا برگزار میگردد و معمولاً توسط کسانی که برای مدت طولانی مدیتیشن کردهاند و در تمرینات مدیتیشن متبحر میباشند، تدریس میشود. برای نمونه, یک کلاس مدیتیشن, حدود چند هفته (هشت هفته) و در هر هفته به مدت یک ساعت برگزار میگردد. در این کلاسها شما باید یک یا چند تکنیک مدیتیشن را انجام دهید.
هرکدام از تکنیکهای مدیتیشن مانند TM ، مدیتیشن تمرکزی یاmindfulness meditation و مدیتیشن تنفسی را که انجام دهید، هدف یکی است: آرامش درون و آرمیدگی (relaxation) . در هر سه این تکنیکها، شما در یک وضعیت راحت و در حالی که ستون فقراتتان صاف است، با چشمان بسته و تنفس عمیق روی یک صندلی یا روی زمین مینشینید، هرچند این تکنیکها در اجرا اندکی با هم تفاوت دارند. برای مثال، در انجام TM ، شما یک ذکر ( معمولاً یک کلمه سانسکریت ) را در طول مدت مدیتیشن با خود تکرار میکنید. ذکر را ممکن است معلم برای شما انتخاب کند یا خودتان یک کلمه که به شما آرامش میدهد, مانند " peace " یا " one " را انتخاب نمایید. ذکر گفتن به جلوگیری از ورود افکار مختلف به ذهن کمک میکند و به شما این امکان را میدهد که به تدریج آرام (relax) و از استرس رها شوید. یکی از اهداف TM ایجاد یک حالت تسلیم و تاثیرپذیری است که اجازه میدهد افکار، تصاویر و احساسات سرکوب شده، وارد آگاهی شما گردد.
مدیتیشن تمرکزی (Mindfulness meditation) ، ( تکنیکی که در آمریکا توسط Jon Kabat-Zinn ، مدیر کلینیک کاهش استرس مرکز پزشکی دانشگاه ماساچوست بررسی و عمومی شد) به شما کمک میکند از اتفاقاتی که در بدنتان میافتد بیشتر آگاه شوید. در مدیتیشن تمرکزی، شما به افکاری که بالا میآیند توجه میکنید و بدون قضاوت آنها را مشاهده میکنید. این تکنیک میتواند شامل یک اسکن بدن باشد، به این صورت که شما به طور منظم توجهتان را به همه قسمتهای بدن، از سر تا پنجه پا، ببرید. همینطور که شما با افکار و تصاویر مرتبط با یک قسمت مشخص بدن همراه میشوید، آن قسمت از بدن هم با شما همراه میگردد و به این ترتیب به میزان زیادی از تنش رها میشود. یافتهها نشان میدهد که اسکن بدن یک روش بسیار عالی برای کمک به افرادی است که دردهای مزمن دارند. برای گرفتن بهترین نتیجه، بهتر است که مدت اسکن بدن حدود 45 دقیقه باشد.
مدیتیشن تنفسی تمرکز روی دم و بازدم است. در زمان انجام این تکنیک باید سعی کنید که افکار شما به غیر از تنفستان متوجه موضوع دیگری نشود. طبق گفته کسانی که این مدیتیشن را انجام میدهند، تمرکز روی یک موضوع ساده و حیاتی درجسم مانند تنفس، به روشن شدن ذهن کمک میکند.
مهم نیست که چه نوع مراقبه ای را انتخاب میکنید, اما توصیه میشود هر نوع مدیتیشنی که انتخاب میکنید، دو بار در روز و هر بار به مدت 20 دقیقه آن را انجام دهید. زمانهای ایدهآل یکبار قبل از صبحانه و یکبار قبل از خواب میباشد. هر چه بیشتر این تمرینات را انجام دهید، بیشتر به حالت آرامش و رهایی میرسید.
منافع سلامتی مراقبه
مدیتیشن یکی از بهترین روشهای طب مکمل میباشد و نشان داده شده که مزیتهای بیشماری در تأمین و حفظ سلامتی دارد. این تکنیک خصوصاً در درمان بیماریهای قلبی مفید است.
مطالعهای که در سال 1988 در مجله علمی طب روان- تنی"Psychosomatic Medicine " منتشر شد، نشان داد افرادی که TM میکنند سطح lipid peroxide کمتری نسبت به افراد دیگر دارند. Lipid peroxide میتواند منجر به تصلب شرایین و بیماریهای مزمن دیگری که با افزایش سن مرتبط هستند، گردد.
مطالعهای که در سال 1999 در همان مجله منتشر شد ، نشان داد افرادی که TM میکنند، بلافاصله بعد از مدیتیشن فشار خون آنها پایین میآید.
مطالعهای در سال 1998 در زمینه درمانهای جایگزین (Alternative Therapies) نشان داد که مدیتیشن تمرکزی بخشی از برنامه کمک به کاهش نشانههایی مانند درد و بیخوابی در بیماران مبتلا به fibromyalgia (بیماری که همراه با دردهای عضلانی، فرسودگی و افسردگی خفیف تا متوسط است), بود.
در مطالعه سال 1998 در بخش پزشکی دانشگاه ماساچوست، بیماران مبتلا به بیماری پوستی پسوریازیس(psoriasis)که در طول درمان با اشعه ماورای بنفش به نوارهای مدیتیشن تمرکزی گوش کردند زودتر از کسانی که تنها تحت درمان با اشعه قرار گرفته بودند، درمان شدند.
مدیتیشن همچنین باعث طول عمر بیشتر، کیفیت بهتر زندگی، بستری شدن کمتر در بیمارستان و نیز کاهش هزینههای سلامتی میگردد. بعلاوه نشان داده شده که یک درمان کمکی برای استرس خفیف، بیخوابی، سردرد عصبی و سندروم روده تحریک پذیرirritable bowel syndrome میباشد.
هشدارها
· برخی افراد ممکن است نتوانند به آرامش مورد انتظار درمدیتیشن دست پیدا کنند، و کوشش ناموفق، ممکن است احساس اضطراب و استرس قبلی آنان را تشدید کند.
· اگر نشانههایی مانند سردرد، نفس نفسزدن، خستگی یا درد مزمن باعث نگرانی شما شد,بدون نگرانی مدیتیشن را ادامه دهید و برای درمان نیز به پزشک مراجعه کنید.
· در حالت عمیق مدیتیشن، برخی افراد از خاطرات فراموش شده آزار و اذیتهای دوران کودکی خود آگاه میشوند. اگر این افکار باعث ناراحتی شما شد، به یک درمانگر سلامت ذهن نظیر روانشناس یا پزشک ذهن - بدن مراجعه کنید.
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران
بیوفیدبک یا بازخوراند زیستی چیست ؟
نوعی متد آموزشی است که در آن به افراد یاد می دهند چگونه به طور ارادی اعمال غیرارادی طبیعی بدن ( مانند : تنفس ، ضربان قلب ، فشارخون،... ) را تنظیم کنند تا در سلامت کلی بدن تأثیر بگذارد . در ابتدا با وسایل دیداری و شنیداری به فرد آموزش داده می شود که کنترل روی اعمال بدن به دست آورد سپس بدون کمک دستگاه این کنترل انجام می گیرد و با ادامه تمرین ، مهارتها بیشتر می شود .
بیوفیدبک ، با انجام تحقیقات فراوان پیگیری شده و امروزه در طب رایج و طب مکمل _ جایگزین جایگاه بسزایی دارد .
بیوفیدبک :
1. به فرد می آموزد که ریلکس کرده ، توجه را به عکس العملهای بدن معطوف کند .
2. این فعالیتهای بدن قابل اندازه گیری است :
a) حرارت پوست ( الکترودرمال )
b) کشش عضلات
c) نوار قلبی ( ECG )
d) فعالیت امواج مغزی (EEG )
e) تعداد تنفس
3. در آن از تکنیکهای مختلفی استفاده می شود :
a) مدیتیشن ( مراقبه )
b) آرامسازی یا ریلکسیشن
c) تجسم
تاریخچة بیوفیدبک چیست؟
تکنیک نسبتاٌ جدیدی است که در ابتدا به وسیلة دکتر مورر ( H.Mowrer ) در سال 1938 معرفی شد . وی از یک سیستم زنگ هشدار دهند برای متوقف کردن شب ادراری در کودکان استفاده کرد .
در سال 1960 دکتر گرین ( E.Green ) در بنیاد منینگر در کانزاس با استفاده از امواج مغزی پی برد که یوگیها با کنترل روی تنفسشان می توانند وضعیت آگاهیشان را دگرگون کنند . اخبار این تحقیق همراه با موضوع تهییج شدن بدون استفاده از مواد مخدر توجه عموم را جلب کرد .
در مورد بیوفیدبک چه تحقیقات ، بازبینی ها و توصیه هایی وجود دارد ؟
تحقیقات بسیار زیادی انجام شده است. حداقل 3000 مقاله و بیش از 100 کتاب دربارة تأثیر بیوفیدبک نوشته شده و به عنوان یک شیوة درمان تأئید شده برای کنترل سردرد ، علائم و دردهای مزمن ، اختلال عدم تمرکز ، گرگرفتگی ، بی اختیاری و بیماری ری نود ( Ray noud`s ) که ژنتیکی است ، نام برده شده است .
نظرات موافق :
لیندن در سال 1996 از بیوفیدبک برای بالا بردن ضریب هوشی ( IQ ) و عملکرد هوشی و کاهش بی دقتی در کودکانی که دچار نارسایی در تمرکز و عدم قابلیت یادگیری بودند استفاده کرد .
ماتیو سون چاپمن ( Mathewson Chapman ( در سال 1997 از بیوفیدبک برای معالجة بی اختیاری ادرار در مردان پس از عمل برداشتن پروستات استفاده کرد.
گلیا ( Glia ) در سال 1998 با به کاربردن بیوفیدبک به طور علمی ثابت کرد که این روش در بهبود یبوست بسیار مؤثر است و آزمایشات دیگر در طول 21 ماه بعد نیز این را بیشتر اثبات کرد .
پین ( Payne ) در سال 1998 با استفاده از بیو فیدبک متوجه پیشرفت در معالجه عدم کنترل دفع ادرار در زنان شد . هر دو تحقیق در مورد بی اختیاری ادراری نتایج آماری معتبری در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند .
موزر ( Moser ) در سال 1997 نشان داد که با یک دوره معالجه ، بیماران با نارسایی قلبی پیشرفته قادر شدند که حرارت انگشت و برون دهی قلبی را بالا ببرند و مقاومت سیستم عروقی و تعداد تنفس را پائین بیاورند ، بدون اینکه هیچگونه تأثیر سیستماتیک روی مصرف اکسیژن و یا کاتکولامین داشته باشد .
مورلاند در سال 1998 مطالعات منتشرشده بین سالهای 1976 تا 1995 را بررسی و یک متا آنالیز انجام داد و با توجه به نتایج حاصله از نوار مغز ) EMG ) دریافت که بیوفیدبک برای بهبود قدرت عضلانی در بیماران مبتلا به اختلالات حرکتی ،از معالجات متداول بهتر است .
نظرات مخالف :
در سال 1996 واندرپلاس(Vander Plas) شیوة آموزش بیوفیدبک را روی 200 کودک مبتلا به یبوست به کار برد ولی نتیجة تحقیق چندان موفقیت آمیز نبود .
کاربرد بیوفیدبک در درمان و افزایش سطح سلامتی چیست؟
حداقل در 150 مورد کاربرد دارد که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره نمود .
1. اختلال در خواب
2. پرتحرکی در کودکان
3. اختلالات رفتاری
4. مشکلات وضعیتی
5. کنترل درد (درد پشت، سردرد)
6. سندرم مفصل گیجگاهی_ دهانی
7. فشار خون بالا
8. کاهش و کنترل استرس و اضطراب
9. اختلالات سیستم گوارشی ( زخمها ی گوارشی و سندرم روده تحریک پذیر )
10. بی اختیاری دفع مدفوع و ادرار
در طی یک جلسه بیوفیدبک چه اتفاقاتی می افتد ؟
از وسیله ای برای اندازه گیری پاسخ اعمال غیرارادی بدن مثل ؛ حرارت پوست ، ضربان قلب ، فعالیت امواج مغزی ویا کشش عضلانی استفاده می شود . مدرس علائم را مشاهده می کند و به بیمار از نظر تمرینات ذهنی و عملی برای رسیدن به پاسخ مطلوب راهنمایی و یاری می رساند .
بیمار در طول دوره ، الگوی تمرینات را یاد می گیرد . در هنگام درمان یک عامل تنش زا اضافه می شود و بیمار پاسخ به استرس را می آموزد . سپس به فرد بیمار روشهای مختلف نظیر مدیتیشن ( مراقبه ) ، ریلکسیشن ( آرمیدگی ) و تجسم آموزش داده می شود.
سپس بیمار روی تکنیکها تمرین می کند تا به پاسخ مطلوب برسد .
دورة آموزش :
معمولاٌ 3 تا 12 دوره 30 دقیقه ای برای آموزش توصیه می شود .
آیا هیچگونه ریسکی در انجام بیوفیدبک وجود دارد ؟
در بعضی از بیماران تحریک عمومی در اثر الکترودها تجربه شده است . بیماران با فشار خون پائین باید تحت نظر قرار بگیرند چرا که در طی مراحل آرمیدگی فشارخون افت می کند .
کاربرد بیو فیدبک برای بیماران مبتلا به دمانس ،افسردگی شدید و اختلال شدید حافظه ممنوع می باشد.
در مورد بیماران مبتلا به اختلالات شدید روانی (سایکوز) ، تشنج ، بیش فعالیتی و دیابت باید با احتیاط به کار رود چون تمرینات آرمیدگی منجر به افت قند خون و واکنشهای ناشی از آن(تحریک سیستم سمپاتیک نظیرافزایش ضربان قلب و...) می شود .
چه نوع آموزشی برای مدرس بیوفیدبک لازم است ؟
باید درک و اطلاع کاملی از فیزیولوژی و روانشناسی داشته باشد . معمولاٌ این افراد روانشناس هستند ولی شاغلین به رشته های مربوط به حرفه پزشکی از جمله پرستاران نیزمی توانند بیوفیدبک کار کنند . در ایالات متحده، این مدرسین با داشتن مدرک انستیتوی بیوفیدبک آمریکا مجاز به فعالیت هستند .
منبع : سایت ملی طب مکمل ایران